ورزش

رائول‌ مادرید

نویسنده: عطیه‌همتی
27ژوئن 1977 در مادرید پسری به دنیا آمد که همچون تاریخ تولدش تمام زندگی خود را به عدد هفت گره زد...
27ژوئن 1977 در مادرید پسری به دنیا آمد که همچون تاریخ تولدش تمام زندگی خود را به عدد هفت گره زد. کسی که خودش هم در خاص کردن این عدد در مادرید نقش داشت. تاریخ فوتبال رائول‌های زیادی به خود دیده اما تنها یک نفر این اسم مرسوم در اسپانیا را گل‌‌درشت پشت پیراهنش نوشت تا تمامی اهالی فوتبال او را با نام کوچکش صدا بزنند؛ «رائول». مهاجم سربه‌زیری که در زمان خودش تمام رکوردها را جا‌به‌جا کرد و آن‌قدر محبوب شد که ماتادورها «پسر نیک برنابئو» صدایش بزنند. محبوبیت رائول میان اهالی فوتبال مرز نداشت، رائول حتی برای کاتالان‌ها که به خون مادریدی‌ها تشنه بودند، مورد احترام بود. ستاره‌ای که در هر ورزشگاهی تشویق شد و حتی اگر دروازه‌‌ی بارسلونا را باز می‌کرد، هیچ کاتالانی جرئت اهانت به او را نداشت. اگر ستارگان محبوب دنیای فوتبال هرکدام به دلیل خاصی محبوب شدند، رائول همه‌ی دلایل محبوبیت را با هم به هوادارانش هدیه داد. رائول حتی اگر عضو تیم‌ملی اسپانیا در قهرمانی‌های متوالی جام ملت‌ها و جام‌جهانی نباشد، بی‌شک باز هم محبوب‌ترین است و هنوز هواداران قدیمی تیم شهر مادرید تصویر کاپیتان رائول را به فرزندانشان نشان می‌دهند و می‌گویند: این مرد داغ کارت‌قرمز را به دل همه‌ی داوران فوتبال گذاشت و حالا چهلمین تولد اسطوره‌ی رئال مادرید بهانه‌ای است تا مرور کنیم چرا رائول این‌قدر محبوب شد؟
اگر می‌خواهی اسطوره شوی تا در یادها بمانی، باید دنبال کسب «ترین‌»ها باشی. وقتی بسیاری از اهالی فوتبال بر سر «پولدارترین» و«گران‌ترین» و «پولساز‌ترین» و حتی «خبرسازترین»‌ها با هم رقابت می‌کردند و هر روز ماشین‌ و خانه‌ی گران‌قیمت جدیدشان را در رسانه‌ها به رخ هم می‌کشیدند و صفرهای قراردادشان را بالا می‌بردند، رائول بی‌سروصدا مثل یک اسطوره زندگی می‌کرد تا میان رقابت بر سر «ترین‌ها» ناخودآگاه تبدیل به «محبوب‌ترین» شود و زیر سایه‌ی این محبوب‌ترین، رکوردها را جابه‌جا کند. آن‌قدر که هواداران دوآتشه‌ی رائول و رئال به دلیل تشابه اسم این دو تیم محبوبشان را « رائول مادرید» صدا بزنند.

اگر به من بازی ندهی؛ می‌­بازی!
وقتی «خورخه والدانو» رائول هفده ‌ساله را از تیم سوم رئال‌مادرید به تیم اصلی دعوت کرد، رائول آمد تا قصه‌ی‌ شگفت‌انگیزش را در رئال‌مادرید آغاز کند اما والدانو به او نگاهی انداخت و گفت که به او در بازی با اتلتیکو بازی نمی‌دهد. رائول سرش را بالا می‌گیرد و می‌گوید: « اگر می‌خوای بازی را ببازی، به من بازی نده.» این جمله‌ی جاه‌طلبانه، رائول را در لحظات پایانی در ترکیب تیم قرار داد تا او داستان خود در مادرید را با یک گل زیبا آغاز کند و بعد از آن مقتدرانه پیش رفت تا برترین گل‌زن تاریخ باشگاه رئال‌مادرید و تیم‌ملی اسپانیا شد. بعد از آن به لیگ‌قهرمانان رحم نکرد و نام خود را در صدر فهرست گلزنان این باشگاه قرارداد. کاش رائول کمی دیرتر به دنیا می‌آمد تا می‌توانست افتخارات تیم‌ملی را هم در کنار افتخارات باشگاهی‌اش بگذارد.

سربه‌زیر دوست‌داشتنی
پسر سربه‌زیر و جنگنده‌ی رئال‌مادرید مهم نیست چطور بازی می‌کند، برای هواداران، او پرچم رئال‌مادرید است. تعصب و وفاداری رائول به تیمش برای همه اثبات شده‌است. رائول اول برای رئال می‌جنگید و بعد برای خودش. بارها اعلام کرد دوست دارد همه رائول را به عنوان یک بازیکن در خدمت تیم به یاد بیاورند. سربازی مادریدی که هرچه در چنته دارد، برای تیمش می‌گذارد. در ال‌کلاسیکوی فصل 2004-2005، کارلوس پویول مدافع متعصب بارسلونا در محوطه‌ی جریمه‌ی بارسا ناخواسته با سر به صورت کاپیتان رائول ضربه زد و صورتش را شکافت. اما کاپیتان با صورتی زخمی و بانداژ شده به بازی برگشت و در آن دیدار گلزنی کرد و هیجانش را فریاد کشید؛‌ تصویر این لحظه، این تعصب همان چیزی بود که رائول را دوست‌داشتنی می‌کرد. این تعصب برای همه آشکار بود. «فرناندو هیه‌رو» کاپیتان متعصب رئال وقتی مجبور شد برای همیشه از باشگاه خداحافظی کند، کفش‌هایش را به رائول داد و از او خواست هر روز یک دور با آن‌ها دور ورزشگاه بدود و رائول هر روز به وعده‌اش عمل کرد؛ تا روز خداحافظی. برای همین وقتی «رومن آبراموویچ» برای خرید رائول دست به جیب شد تا ستاره‌ی سانتیاگو برنابئو را به استنفورد بریج بیاورد، خیلی‌ها رد این پیشنهاد را دیوانگی می‌دانستند اما او اعلام کرد: « به آبراموویچ احترام می‌گذارد اما آبراموویچ با این پیشنهاد می‌خواهد زندگی را از او بخرد و او زندگی‌اش را نخواهد فروخت.»...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code